على اصغر حلبى
71
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
صفات بدعت است ، و زشتتر از آن جز بدعت تشبيه نيست . 2 . قضاء و قدر . صفاتيّه در نفى قدرت و اراده از بنده راه جبريّه را رفتهاند ، و آن را به قضاء و قدر پروردگار منوط دانستهاند ، چه در آنچه بنده انجام مىدهد و چه در آنچه آنها را رها مىسازد . و حساب را نيز همچنين به صورت جبر اعتبار كردهاند ، و بدين طريق ، خود را از تعارضى كه ميان عقيده به جبر و عدالت و حساب وجود دارد آزاد ساختهاند . * * * آنچه از اين خلافهاى كلامى آشكار مىگردد ، حدود تطوّر شيوهء فكرى و ميزان اعتماد بر اجتهاد عقلى است . چه قدريّه در اعتماد بر استدلال عقلى توسّع به كار بردهاند ، و در تأويل افراط كردند ؛ در حالى كه صفاتيّه بر نصّ اعتماد كردند و مدلول ظاهر را معتبر شناختند ، و از تأويل دورى جستند ، و از پديد آوردن رايى كه دربارهء آن نصّ صريحى وارد نشده امساك كردند ؛ امّا جبريّه تأويل را روا مىدانستند ، ليكن به اندازهء قدريّه بدان اعتماد نمىكردند . در همان حال صفاتيّه نيز در شيوهء تفكّر خود اعتماد به ظاهر الفاظ را به طور مطلق نمىپذيرفتند ، زيرا در آنچه به قضاء و قدر مربوط بوده در آنها به ظاهر نصّ اعتماد كردند ، ولى در آنچه به صفات الهى تعلّق داشت به راه تأويل مىرفتند . جز اينكه مناقشات كلامى در اين حدّ باقى نماند ، بلكه بسيار وسعت يافت ، زيرا بزرگان كلام پس از آنكه آراى فلسفى يونانى به زبان تازى ترجمه شد ، در آنها خوض كردند ، و از اين زمان معركهء كلامى بر پايههاى فلسفى جديد قوّت گرفت ، و اين امر بويژه در مناظرات ميان معتزله و اشعريّه متجلّى گرديد ، تا اينكه كلام به صورت علمى قائم به ذات خود درآمد و به « علم كلام » موسوم گشت . * * * به طور كلّى ، خلافهاى كلامى در آغاز دورهء عباسيان نضج و پختگى بسيار يافت ، و دو فرقهء بزرگ پديد آمد كه اوّلى را معتزله و دومى را اشعريّه مىنامند ، گروه نخستين ، مدلول نصّ را به حكم عقل برگردانيدند ، در حالى كه گروه دوم حكم عقل را به حسب مدلول نصّ جارى كردند . اينك ، پيش از پرداختن به ترجمهء معتزله و اشعريّه ، اوّلا تاريخچهء مختصرى از پيدا شدن هر دو فرقه ياد مىكنيم ، ثانيا اجمالى از اصول عقايد آن دو فرقه را ياد مىكنيم ، تا خوانندگان گرامى تصوّرى كلّى از عقايد آنها و اختلافاتشان داشته باشند .